سادگی هم حدی داره.........

نه سادگی هیچ حدی نداره.اما باید بدونی کی دوستته کی دشمنت...

نمی دونم والا.ماکه به کسی بدی نکردیم.این دشمنای دوست نما ازکجاپیدامی شن؟

شاید مال خوب بودن زیاده..

چه می دونم..

والا بااین نوناشون.......



تاريخ : پنجشنبه هشتم اسفند 1392 | 7:31 بعد از ظهر |حک شده دراین لوح توسط: رامینا |
15 خرداد سالروزتولد بابایی عزیزم وماریای گلم که نمیدونم بگم واسم کی هست می باشد.ازماریاهمینقدربدونین که واسم خیلی عزیزه وخیلی زیاددوستش دارم.

3خردادهم تولدمامانم بودکه دیگه همه روباهم آپ کردم.خیلی درگیرم اینروزا.امتحانای پایان ترم دانشگاست...




تاريخ : یکشنبه دوازدهم خرداد 1392 | 5:27 بعد از ظهر |حک شده دراین لوح توسط: رامینا |
بیتو باران هم بوی تشنگی می دهد....



تاريخ : چهارشنبه چهارم اردیبهشت 1392 | 12:19 بعد از ظهر |حک شده دراین لوح توسط: رامینا |

فردا25فروردین چهلمین روزیه که عمه ازپیشمون رفته،البته ظاهرا،چون توی این مدت خیلی کمکم کرده،آخه شماهمتون دیگه میدونین که من چقدسوختم واسش.عمه جون خیلی دوستت دارم.همینجا بازم میگم همه بدونن.توواسه من همیشه هستی وهرگزروزی نیست که حس کنم ازپیشمون رفتی.الهی توی قصری ازطلاملکه بهشت بشی.


19فروردین هم تاریخ تقویمی تولدم بودکه امسال متاسفانه تولدی درکارنبود.خواستم فقط گفته باشم که بدونین.قبل ازچهلم عمه شادی درکارنبود.فقط بخاطرشادی دل بچه هاکه واسم کادوگرفته بودن رفتم خونه که کادوهاشونوبدن ودلشون نشکنه.

الهی بعدازاین همه فقط شادباشن وشادزندگی کنن.منم دیگه غمگین نیستم.چون عمه پیشمه.توی دلم.




تاريخ : شنبه بیست و چهارم فروردین 1392 | 8:22 قبل از ظهر |حک شده دراین لوح توسط: رامینا |
عمه بزرگم مهاجرت کرد به سوی خالقش...

غمگینم...

واسه بابایی نازنینم ازهمه بیشتر...

هرلحظه دلم نگرانشه که الان چیکارمیکنه وچه حسی داره...

افسوس که نمی شه هرلحظه کنارش باشم...

دلم ازغصه داره میترکه...

خدا به همه مون صبربده که این مصیبت روتحمل کنیم...



یه کم دیرشد.چون درگیر بودم وقت نکردم زودتربنویسم.حالم اصلا خوش نیست.تاریخ دقیقش سه شنبه 15اسفنده...




تاريخ : یکشنبه بیستم اسفند 1391 | 5:55 بعد از ظهر |حک شده دراین لوح توسط: رامینا |
دوستای گلم واسه خیلی هاسوال پیش اومده که چرا اسم وبلاگم قزمیت خر هست!

درصورتیکه این اشتباه تلفظیه نمی دونم شایدم من بدنوشتم.

بهرحال اسم وبم این نیست.این توضیح داره.اونم اینکه اسم وبلاگم قزمیت خوارهست وازیه سریال گرفتمش.داستان سریال اینه که یه مشت فضایی میان روی زمین واسه تحقیق درموردآدما.دشمنانی دارن به اسم قزمیت که خودشون چون اون قزمیتارومیخورن به اسم قزمیت خوارمشهورشدن...ناگفته نمونه که تم سریال طنزه.اگه بگم شاید دوستان دیده باشن ویادشون بیاد.سریال مسافران به کارگردانی آقای رامبدجوان...

آهان مثل اینکه یه چیزایی داره یادتون میاد...

دیدین اشتباه میکردین؟...

اینم ازتوضیح اسم وبلاگم.امیدوارم دیگه ابهامی نباشه.

بازم به قول اون...یاحق...



تاريخ : دوشنبه هفتم اسفند 1391 | 6:56 قبل از ظهر |حک شده دراین لوح توسط: رامینا |
حکایت رفاقت من باتوحکایت قهوه ایست که امروزبه یادتو...تلخ تلخ نوشیدم...که باهرجرعه بسیاراندیشیدم که این طعم رادوست دارم یانه؟وآنقدرگیر کردم بین دوست داشتن ودوست نداشتن که انتظارتمام شدنش رانداشتم.وتمام که شد فهمیدم،بازهم قهوه می خواهم....

حتی تلخ تلخ....



تاريخ : سه شنبه یکم اسفند 1391 | 10:59 قبل از ظهر |حک شده دراین لوح توسط: رامینا |
وقتی صب باهزارامیدبیدارمیشی  باامیداینکه اونکه دوس داشتی بشی،خودتوتوآینه نگاه میکنی میبینی هنوزهمون آشغالی هستی که بودیو.ساعتها زیردوش به یه نقطه خیره میشیویک آهنگ قدیمیوگوش میدیوهیچوقت حفظ نمیشیوخودتودرپس همه اینها خط میزنیو.چون مث بقیه نمیشیوهرحرفیم که میزنی بدمیشیو.آخرم روبالش خیست خوابت میبرهو.مرگ یه روزی بادستای نرمش توروتوخوابت میبرهو....



تاريخ : سه شنبه یکم اسفند 1391 | 10:56 قبل از ظهر |حک شده دراین لوح توسط: رامینا |
دعای باران چرا؟دعای عشق بخوان این روزهادلهاتشنه ترند تا زمین.خدایاکمی عشق ببار....



تاريخ : چهارشنبه هجدهم بهمن 1391 | 1:19 بعد از ظهر |حک شده دراین لوح توسط: رامینا |
نمی دونم چی بنویسم.امروزفقط اومدم بگم من هستم.ازدوستای گلم که میان سرمیزنن ممنونم.امیدوارم شرمنده محبتتاتون نشم وبتونم جبران کنم

راستی یه چیزمهم

من برگشتم مشهد....

توی خوابم نمیدیدم یه روزبرگردم.......

خوشحالم...

این کارکیه؟

حالایه عده دوستان کم لطف میگن خدانیست.منم گفتم نظرشون محترمه

امانمی دونم یه سری اتفاقات که خیلی هم اتفاقی نیست باچه منطقی توجیه میکنن.....

مهم نیست....بازم نظرشون محترمه....



تاريخ : یکشنبه هشتم بهمن 1391 | 7:46 بعد از ظهر |حک شده دراین لوح توسط: رامینا |
  • مترجم سایت
  • مواظب
  • رد ریپورتر